هندسهی رقص
محمدرضا شیروانیزاده
۲۶ تیر - ۹ مرداد ۱۴۰۵
برگزاری نمایشگاه نقاشیهای محمدرضا شیروانیزاده در باگالری
«هندسهی رقص» در میان رنگها
نمایشگاه انفرادی از آثار محمدرضا شیروانیزاده با عنوان «هندسه رقص» روز جمعه، ۲۶ تیر ماه در باگالری به نمایش درمیآید.
این نمایشگاه به کیوریتوری مژده حسنی و با هدف نمایش مفهوم تضاد هستی بهواسطهی فرمها و تکنیک جاری در آثار محمدرضا شیروانیزاده برگزار خواهد شد.
در بخشی از بیانیهی این نمایشگاه به قلم حسین گنجی نوشته شده: « هندسه، ساز و کارِ هدایتِ نگاه است و رقص، تعلیقِ قطعیتِ آن. سطوح منظم و رنگهای تخت، در تقابل با بدنهای گسیخته، حیوانات و خطوطِ رنگ، نظمی ناپایدار میآفرینند. این آثار نه آشوب را بازنمایی میکنند و نه تعادل را بلکه لحظهای را به تصویر میکشند که نظم و بینظمی، همزمان یکدیگر را ممکن میکنند».
علاقهمندان میتوانند برای بازدید از آثار نمایشگاه «هندسهی رقص» هر روز از ساعت ۱۵ تا ۲۰ و روزهای جمعه از ساعت ۱۶ تا ۲۰ تا ۹ مرداد ماه در باگالری حضور یابند.
نشانی باگالری: بلوار ارتش، خیابان نخل، خیابان بهاران، بنبست نسترن، پلاک ۱، ساختمان مدرن پلازا، طبقه ۶، واحد ۶۰۲ و ۶۰۳
هنرمندان
بیانیه
«آشوب، قانونِ طبیعت بود؛ نظم، رؤیای انسان.» ــ هنری آدامز
نقاشیهای این مجموعه در مرز میان دو قلمرو شکل میگیرند: هندسه و سیلان، نظم و رهایی، ساختار و میل. شیروانیزاده با بهرهگیری از زبان پاپ، رنگهای خالص و سطوح تخت، در کنار فرمهای ارگانیک، پیچان و ناپایدار، جهانی را میسازد که همزمان مهندسیشده و زنده است. در این آثار، هندسه صرفاً یک عنصر فرمال نیست؛ بستری است برای هدایت نگاه و سازماندهی فضا. در برابر آن، تودههای رنگی، حیوانات، دلقکها و پیکرهها همچون نیروهایی رها و سرکش ظاهر میشوند که از هر قطعیت و تعادل میگریزند. از این منظر، آثار شیروانیزاده یادآور تأمل هربرت رید درباره ماهیت هنری هستند؛ آنجا که مینویسد: «هنر خود نوعی ساختار سامانمند است؛ نظمی که بر آشوب زندگی تحمیل میشود.» اما آنچه این نقاشیها پیش روی ما میگذارند، نه پیروزی کامل نظم است و نه غلبه آشوب، بلکه وضعیت ناپایداری است که این دو نیرو بهطور مداوم یکدیگر را احضار و مختل میکنند. حاصل این تقابل، نه آشوب مطلق و نه نظم مطلق است و نه نظم کامل، بلکه نوعی رقص دائمی میان این دو وضعیت است. «هندسهی رقص» روایتی است از زیستن در جهانی که میان کنترل و آزادی، عقل و شهود، و واقیعت و خیال پیوسته در حرکت است؛ جهانی که تنها میتوان با آن همگام شد، نه بر آن مسلط شد. حسین گنجی تیر ۱۴۰۵